دوستان عزیزم سلام
پیشاپیش فرا رسیدن عید نوروز باستان و آغاز سال 2567 ایرانی رو به تمام آریاییان
این کره خاکی شاد باش می گویم




















بیائید در این واپسین ساعت های سال ۸۶
زیبا ترین جملات بهاری را به یکدیگر هدیه کنیم.
سعی کنیم متن ها کوتاه و بهاری باشد.
این هم متن کوتاه من تقدیم به همه شما ها
![]()








![]()
عطر نرگس، رقص باد، نغمه شوق پرستوهاي شاد، خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش بحال روزگار
نوروز جمشيدي بر شما مبارك باد
![]()








![]()









آيد بهارو پيــــرهن بيشه نو شود
نو تر برآورد گل اگر ريـشه نو شود
زیباست روی کاکل سبزت کلاه نو
زيبا تر آنكه در سرت انديشه نو شود



سال نو بر شما فرخنده و زندگيتان هميشه بهاري باد.
پيوسته دلتون شاد و لبتون خندون باد.














و اينك ادامه داستان :
مستراح تو خونه
از انواع مستراح ميشه از مستراح تو خونه اسم برد. از اين نوع مستراح شکلهاي زيادي ديده ميشه و همينطور انواع زيادي هم داره.
گذشته از طبقهبندي محلي و شکلي، اين مستراح محبوبترين مستراح در طول تاريخ و ما قبل تاريخ بوده. چون اين مستراح داخل خونست و راحتي زيادي داره.
البته چون داخل خونه اکثرا خودي هستند، اين مسأله بعضي وقتها مشکل هم پيدا ميکنه. از اين مشکلها در هر خونهاي هست و همه تقريبا بهش عادت کردن.

حالش تعريفي نداشت. ديشب پر خوري کرده بود. زردآلو، آلو، لواشک و ... مهموني بود، نميتونست تعارف کنه. خيلي دوست داشت.
پس خورد. هي خورد و خورد. خيليها بهش نگاه ميکردن ولي اون با خودش ميگفت: اگر آدم به اين چيزا اهميت بده پس نبايد زندگي کنه و اون ميخواست که زندگي کنه.
پس کارش رو ادامه ميداد. اما فکر آخر عاقبتش رو نکرده بود.حالا نتيجش رو گرفته بود. يواش يواش بهش فشار ميومد. خسته شده بود از بس رفته بود مستراح.
شکلش شبيه مستراح شده بود. (اين هم يه نوع مستراح) لجش گرفته بود. فشار داشت زياد ميشد. «ديگه کم نميارم. آنقدر همينجا ميشينم تا خوب بشه.»
صحنه عوض مي شود...
«آخيش. دارم راحت مي ي ي شم. آخ.... آدم مگه مرض داره خودشو نگه داره؟ بايد راحت باشي نه خودتو عذاب بدي.»
يه دفعه يه صداي مهيب توي خونه مي پيچه.
گررررررررررررررررروووووووووووووومممممممممممممم.
«................................هورااااااااااااا............................»
از شادي نميدونست چي کار کنه. کارش که تموم شد دستهاش رو شست و قفل در رو باز کرد و آروم اومد بيرون.
زمين و زمان جلوي چشمش سياه شد. حالا اصلا نميدونست چي کار کنه. سرخ سرخ شد. بعدش هم شش تا رنگ ديگه عوض کرد. با سرعت رفت توي اتاقش.
مادرش اومد توي اتاق. «چرا نمياي تو سالن مادر؟ نامزدت اومده. ضمنا از اين به بعد تو خوردن زياده روي نکن.
چند تا از همسايهها هم اومدن دم در. فکر کردن چيزي منفجر شده. زود بيا تو سالن. يالا.»
اين يکي از بديهاي مستراح توي خونست. اما اين يکي خيلي بهتر از بقيهي مدلهاست. با تکنولوژي، بهتر ميشه. مثل پشم شيشه و عايقهاي صوتي و غيره...!
مستراح فرنگي
يکي ديگه از مستراحهايي که مي خوام بهتون معرفي کنم مستراح (توالت) فرنگيه. اين مستراح ريشه در قرون وسطي داره.
درسته که در قرون وسطي زندگي تعطيل شده بود ولي فکر راجع به مستراح هنوز ادامه داشت. کسي اجازهي فکر کردن نداشت ولي از اونجايي که مستراح يکي از مهمترين نيازهاي انسان رو برآورده ميکنه مثل مسکن، غذا و... پس فکر کردن بهش آزاد بود.

يه مالک چاق پدر سوزيده چون براش سخت بوده که مثل ما و مثل آدم بشينه و کارش رو بکنه و حتي حوصله فکر کردن هم نداشته به يکي از نوکرهاش ميگه برام يه چيزي درست کن که راحتتر بشينم کارم رو بکنم.
اون نوکر بدبخت هم ديده راحت تر از نشستن رو صندلي وجود نداره (آخه اون بدبخت يا بايد رو زمين سرد مينشسته يا دائم دولا راست ميشده براي اربابش. يعني بايد سرپا وايميستاده) در نتيجه ميگه خوب قربانت گردد.
همونجايي که نشستي کارت رو بکن!
ارباب هم که حوصله فکر کردن نداشت، نه گذاشت و نه برداشت يه ريدن جانانه فرمود روي تخت شاهانه.
ارباب به نوکر بدبخت گفت: «مرتيکه، تو که ريدي به تخت ما!» نوکر هم فکر کرد خودش اين کار رو کرده و گفت:« ببخشيد قربان غلط کردم. ديگه تکرار نميشه. چاکر شمام. نوکر شمام...» مالک (ارباب) گفت: «باشه ميبخشمت به شرط اين که کار ما رو درست کني.» نوکر ديگه فکر نکرد.
سريع يه اره آورد افتاد به جون تخت. يه سوراخ گنده وسطش درآورد.
اين دفعه گفت: «قربان يه استارت بزن.» قربان هم که موتور دو زمانه ديزلي روش سوار بود چنان استارت زد که .... اين دفعه تمامي افراد اطراف به گند کشيده شدن. ديگه واي به حال اون نوکره که کلهاش درست زير سوراخ بود.
مالک خوشش اومد. ارباب گفت: «همين جوري خوبه. ما همين جوري حال ميکنيم.»
ولي نوکره ديد اين ارباب که الان سالمه روزي ده بار ميرينه. اگه اسهال بشه بايد چي کار کنيم. اون وقت تمام قصر رو به گند ميکشه.
پس از فردا يه قابلمه گذاشتن زير حاکم. البته اين نوع تکميل نشده توالت فرنگيه. اين روزها از اين نوع مستراح (تکميل نشده) براي بچهها با اسمهاي مختلف استفاده ميشه.
ولي وقتي لوله کشي فاضلاب هم درست شد زير قابلمه يا کاسه به لوله فاضلاب وصل شد. يه سيفون هم براش گذاشتن و الآن شده اوني که ما داريم استفاده ميکنيم.
بفرماييد اين هم از انواع مسترحات ! بله مستراح!يکی از بی ارزش ترين ولی مهمترين اختراعات بشر ! نظر يادتون نره.





